|
..........جامونده.......... میدونید از چی جا موندم..... از هرچی خوبیه تو دنیا... از قطاری که می رفت پیش خدا....جاموندم، جاموندم
| ||
|
چه شادم امروز و چه مسرور.
نمیدانی چرا؟؟؟؟ نور پا به جهان گذاشت. کدام نور؟؟ زهرا (س). آری زهرا(س) آمد. نو گل باغ محمدی، عطر و بوی دو عالم، نور خدا.... و چه شادم امروز از نورانی شدن عالم به برکت ولادت زهرا(س) نور خدا
[ دوشنبه نهم اردیبهشت 1392 ] [ 16:23 ] [ جامونده ]
به اطلاع کلیه همشهریان عزیز می رساند جشن بزرگ کوثر ویژه میلاد حضرت فاطمه (س) و امام راحل (ره) در روز چهارشنبه ۱۱/۲/ ۹۲ ساعت ۸:۳۰ صبح در سینما شقایق بابلسر برگزار خواهد شد.
حوزه مقاومت بسیج فاطمه الزهرا (س) ناحیه بابلسر که افتخار اجرای این برنامه بر عهده دارد از کلیه مادران بزرگوارو خواهران ارزشمند جهت حضور دعوت بعمل می آورد.
[ یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392 ] [ 17:36 ] [ جامونده ]
آن مرد آمد.
آن مرد تنها آمد... آن مرد با قدی خمیده آمد... آن مـــــــــــــــــــــــرد با غم آمد... آن مــــرد بــــــــــــی زهــــــــــرا آمـــــد.....
زهرا تنها با یک لشکر واویـــــــلا مانده بین دیوار و در واویـــــــلا
موضوعات مرتبط: مناسبت ها، شهادت، مذهبی، دلنوشته برچسبها: غم, فاطمیه, دل نوشته [ سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 ] [ 19:36 ] [ جامونده ]
[ دوشنبه پنجم فروردین 1392 ] [ 17:35 ] [ جامونده ]
در می زنند فکر کنم مادر آمده از کوچه ها بنفشه ترین پیکر آمده او رفته بود حق خودش را بیاورد دیگر زمان خونجگریها سر آمده وقتی رسید اول مسجد صدا زدند بیرون روید دختر پیغمبر آمده سوگند بر بلاغت پیغمبرانه اش با خطبه هایش از پسِ آنها برآمده سوگند بر دلایل پشت دلایلش در پیش او مدینه به زانو درآمده مردم حریف تیغ کلامش نمی شوند انگار حیدر است که در خیبر آمده وقتی که رفت از قدمش یاس می چکید یعنی چه دیده است که نیلوفر آمده گنجینه های عرش الهی برای اوست هر چند گوشواره اش از جا درآمده در کنج خانه بستری آماده می کنم در می زنند - فکر کنم مادر آمده علی اکبر لطفیان [ دوشنبه پنجم فروردین 1392 ] [ 17:29 ] [ جامونده ]
شرمنده که خیلی وقت بود نبودم
[ دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 ] [ 18:34 ] [ جامونده ]
[ جمعه بیستم بهمن 1391 ] [ 12:30 ] [ جامونده ]
[ چهارشنبه هجدهم بهمن 1391 ] [ 12:28 ] [ جامونده ]
|
||